الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

645

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

نام او « معديكرب » بود و به مناسبت موهاى ژوليده‌اى كه داشت او را « اشعث » ناميدند تا حدى كه اسم اصلى او به فراموشى سپرده شد . او در زمان پيامبر اكرم ( ص ) مسلمان شد سپس بعد از رحلت پيامبر ( ص ) مرتد شد و به حمايت از طايفه « بنى وليعه » كه راه ارتداد را پيش گرفته بودند برخاست . « زياد بن لبيد » از سوى « ابو بكر » مأمور جنگ با آنان شد و اشعث در اين ميان اسير گرديد ( اين اسارت او در اسلام بود ) . در زمان جاهليّت هنگامى كه پدرش « قيس » كشته شد ، براى گرفتن انتقام خون او به همراهى قبيله‌اش حركت كرد و به جاى حمله به قبيلهء قاتل ( قبيلهء بنى مراد ) اشتباها به قبيلهء ديگرى ( قبيلهء بنى الحارث ) حمله كرد و چون در اين جنگ شكست خورد و اسير گشت براى آزادى او صدها شتر فديه دادند ( و اين اسارت او در حال كفر بود ) . به هر حال ، هنگامى كه او را نزد « ابو بكر » بردند ( و اظهار ندامت كرد ) او اشعث را عفو نمود و خواهرش « ام فروه » را كه نابينا بود به وى تزويج نمود ، و از اين زن چهار پسر آورد كه يكى از آنها محمّد بود كه با امام حسين ( ع ) و يارانش در كربلا به مقابله برخاست و دخترى به نام « جعده » كه امام مجتبى ( ع ) را مسموم ساخت . « اشعث » از كسانى بود كه با « عمرو بن عاص » در مسألهء ايجاد نفاق در صفوف ياران على ( ع ) در جنگ صفّين همكارى نمود . « ابن ابى الحديد » و « محمّد بن عبده » در يك كلام كوتاه « اشعث » را چنين معرفى مىكنند : « او از منافقين در عصر على ( ع ) بود و در ميان اصحاب آن حضرت مانند « عبد اللّه بن ابىّ بن سلول » در ميان ياران رسول خدا ( ص ) بود كه هر كدام در زمان خود از رؤساى منافقين بودند و در بسيارى از توطئه‌ها و مفسده‌ها شركت داشتند » . « 1 » 2 - در اين كه اين كلام در كجا و به چه مناسبت على ( ع ) آن را خطاب به

--> ( 1 ) شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، جلد 1 ، از صفحهء 292 به بعد و شرح نهج البلاغهء عبده ، صفحهء 56 .